تبليغاتX
انجمن رشتی های مقیم رشت

رشت بزرگ و زیبای من

امروز  دوباره پای بر خاک مقدس تو نهادم و حریصانه به گشت و گذار پرداختم.

رشت عزیز بالاخره در این کشور به حق خود رسید و کلانشهر شد.

رشت     هشتمین کلانشهر ایران شد.

امیدواریم با بودجه هایی که به این شهر اختصاص خواهد یافت مدیران و مسئولان این شهر بتوانند حق مردم این شهر را به آنان پرداخت نمایند و شهری آباد و زیبا بسازند. پس همه با هم برای ساخت شهری با فرهنگ و تمدن و زیبا و مدرن تلاش کنیم.

علی یارتان ...

 

 

 

+ نوشته شده توسط ماکان در پنجشنبه 28 آذر1387 و ساعت 0:41 قبل از ظهر |

مافياي فوتبال

نجفي: پگاه گيلان قيد تيمداري را مي زند

خبرگزاري فارس: مدير صنايع شير ايران گفت: در تامين منابع مالي با مشكل مواجه هستيم و با عدم حل اين معضل قيد تيمداري را مي‌زنيم. 
   
 نجفي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس اظهار داشت: خبري از استعفاي شاد مدير عامل باشگاه پگاه ندارم و بعيد مي دانم ايشان از استعفا در صورتي عدم مشكلات مالي حل خبر داده باشد.
وي درباره اين بحث كه اظهارات شاد در جلسه با هيئت مديره مركزي شير ايران عنوان شده است گفت: ما مرتب جلسه داريم؛ اما از بحث استعفا بي خبرم. البته مشكل مالي را تاييد مي كنم. ما در اداره باشگاه مشكل داريم.
مديرصنايع شير ايران ادامه داد: پولي نداريم. صنعت لبنيات سود ده نيست و مدت هاست نتوانسته ايم از سيستم بانكي كشور نيز پول دريافت كنيم. اين فقط مشكل ما نيست بلكه مشكل تمام صنعت است.
مدير صنايع شير ايران در خصوص اين كه براي اين مشكل چه تدبيري خواهد انديشيد، گفت: زماني كه بودجه كاهش پيدا مي كند مشكل ايجاد مي شود. كار ما تيمداري نيست و ورزش حرفه اي ربطي به ما ندارد و به اين كار علاقمند نيستيم. اين مسئله به صنايع شير ايران تحميل شده و از گذشته بوده است.
نجفي تاكيد كرد: اگر نتوانيم، قيد تيمداري را مي زنيم و تيم را به استان واگذار خواهيم كرد.
انتهاي پيام/
 

نظر شما چیست؟

این یک بازی تکراری از سوی تیم های صنعتی است. هر موقع این شرکتها و صنایع احتیاج به وام پیدا می کنند از طریق ورزش و الاخصوص فوتبال وارد می شوند تا هیاهویی ایجاد کرده و از آب گل آلود ماهی بگیرند.

در حالی که تمام صنایع کشور باید بیش از یک در صد از سود خود را هزینه ورزش کنند این جار و جنجال ها بی معنی است. چون سود آنها بقدری هست که از پس خرج و مخارج یک تیم شهرستانی بر بیایند. حرفهای مدیر صنایع شیر ایران فقط برای جلب توجه و بازار گرمی می باشد چون وی نتوانسته از بانکهای طرف حساب وام بگیرد اینگونه جار و جنجال به راه انداخته.

کل تیم های صنعتی ایران از این قائده مستثنا نیستند زیر ا آنها ابتدای فصل که باید آن یک در صد خود را صرف ورزش کنند با بازیکنها ایرانی و خارجی قرارداد های سنگین صوری می بندد تا سهم آنها از ورزش پر شود و در پایان با یک قرارداد داخلی ارزان قیمت که به بازیکن تعلق می گیرد مابقی پول را در جیب نامبارک خویش می گذارند.مافياي فوتبال ايران هميشه چنين اهدافي در برنامه هاي خود دارد و هميشه دلال ها هستند كه ذينفع مي شوند.

وقتي رئيس صنايع شير ايران به اين راحتي مي گويدكه قيد تيمداري را مي زند پس ورزش، فوتبال و هوادارن پرشمار آن هيچ ارزشي براي وي ندارد و وي فقط به دنبال پول و سرمايه خويش است.

به هر حال استعفای دسته جمعی مدیرعامل و سایرین با هماهنگی قبلی ریاست صنایع شیر ایران بوده و این یک بازی دیگر است برای تشویش دل هواداران گیلانی که از هم اکنون دلواپس تیم شهر خود هستند.

به راستی ارزان ترین چیز و دم دست ترین مورد همین دل طرفداران پگاه است که اینگونه ملعبه دست سران صنایع شیر ایران شود تا آنها به کامیابی و سود سرشار خود برسند.

 

+ نوشته شده توسط ماکان در چهارشنبه 20 شهریور1387 و ساعت 10:8 قبل از ظهر |
چند وقته که بدجوری حالم گرفته. چند تا اتفاق افتاده که کمی پریشونم کرده . انگیزه ام برای کار و تلاش را از دست دادم اما هنوز مجبورم ادامه بدم . فکر می کنم دچار روزمره گی شدم . چندوقت اعتصاب کردم و از دنیای ارتباطات و اینترنت فاصله گرفتم . واقعا تحمل زندگی بدون اینترنت سخته . عجب دنیای کاذبی برای خودمون ساختیم.

به هر حال از تمام دوستانم که در این مدت به من سر می زدن تشکر می کنم . اگه اونها نبودن بیشتر احساس غربت می کردم .

سایه تهران رو سرم سنگینی می کنه . آرامشی که تو شهر خودم داشتم را اینجا ندارم . زمانی که تو رشت بودم وقتی از کار و زندگی شهری خسته می شدم می زدم به جاده ومی رفتم اونجایی که باید تمدد اعصاب کرد.

می رفتم ماسال ... شاندرمن ... اولسابلانگا ....چمخاله .... چابکسر .... همه چیز به ما نزدیک بود ... دشت و کوه و دریا . اما اینجا فقط  اتوبوس و ماشین و مترو و دود و دود و دود.

شمالیها قدر مکانی را که در آن زندگی می کنید بدانید.

+ نوشته شده توسط ماکان در یکشنبه 9 تیر1387 و ساعت 3:6 بعد از ظهر |

 

بله، گيلک بی‌غيرت است!

به تو که می‌گويی: گيلک بی‌غيرت است؛

بله نارفيق، گيلک بی‌غيرت است و تو باغيرت.
اگر چشم‌گير بودن عظمت سپاه ديلميان در ارتش ايران باستان و اثرگذاری شگرف‌شان در شکست والرين، امپراتور روم بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت است. اگر دو و نيم قرن مقاومت در برابر هجوم اعراب در حالی که تمام ايران به چنگ تازيان افتاده بود و مبارزه دليرانه «موتا» سردار ديلمی ِ سپاهيان ری و گيلان و آذربايجان در برابر اعراب بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت‌ترين ِ بی‌غيرت‌هاست.

اگر اين موضوع که گيلکان برخلاف ساير نقاط ايران که اغلب با جنگ و شمشير به اسلام رو آوردند، دو قرن و نيم بعد از هجوم اعراب و آن هم با فکر و اختيار، دين اسلام را از علويانی که برای نجات از خلفای عباسی به گيلان پناه آورده بودند پذيرفتند، اگر اين امر بی‌غيرتی است، خوب بله، گيلک بی‌غيرت است.

اگر پيشتاز بودن در نهضت بيداری و مبارزات مشروطه و فتح تهران در کنار هم‌رزمان آذری و بختياری بی‌غيرتی است، بی‌غيرت‌تر از گيلک وجود ندارد.

قومی که مردش ميرزاکوچکِ بزرگ باشد که از بيم برادرکشی، از جنگ با قزاقان ايرانی طفره می‌رفت و حتا با اسيران جنگی نيز به صحبت و ارشاد می‌پرداخت و همين ميرزا در مقابل عناصر وابسته و بيگانه چون ببر می‌غريد و قومی که زنش «هيبت» باشد که پابه‌پای شوهرش شش‌لول و پاتاوه می‌بست و در جنگل‌های سياهکل و ديلمان می‌جنگيد و پس از دستگيری نيز زير شکنجه‌های ماموران مشيرالدوله لب از لب وا ننمود، قوم بی‌غيرتی بيش نيست!

اگر به دليل ارتباط با کشورهای اروپايی، گذار از مناسبات عشيره‌ای و قبيله‌ای و حرکت در مسير مدرنيسم و صاحب فکر بودن و نگرش بی‌تعصب به مسائل داشتن و انسان ديدن ِ زن، بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت است و اگر حيوان ديدن ِ زن و خوش‌بينانه‌تر، ضعيفه و منزل و بی‌ادبی و... ديدن زن غيرت است، اگر خشک‌مذهبی و خشک‌مغزی و کور و تعصبی و جَوگير بودن غيرت است، تو باغيرت‌ترين باغيرتان عالمی!

اگر در گرما و سرما پا را تا زير زانو در آب فرو کردن و زالوهای بيجار (شاليزار) را از پای کندن و تابستان زير تيغ آفتاب درو کردن محصول و جان کندن و پيش‌فروش و پيش‌خور کردن ميوه روی درخت و محصول روی زمين از فرط نداری بی‌غيرتی است و اگر در انحصار داشتن تمام امکانات رفاهی و تحصيلی و صنعتی و اشتغالی و دو قورت و نيم باقی داشتن و ادعای مستعد بودن، غيرت است، البته که گيلک بی‌غيرت است و تو باغيرت.

اگر مشارکتِ دوشادوش و برابر مرد و زن در توليد و برابری در مديريت اقتصادی خانواده، بی‌غيرتی است، از گيلک‌ها بی‌غيرت‌تر نخواهی يافت.

اگر قرن‌ها پناه‌گاه آزادی‌خواهان و معارضان با قدرت‌های استبدادی بودن، بی‌غيرتی است، گيلان کُنام بی‌غيرتان است و اگر نعل نمودن پای عادل‌شاه (غريب‌شاه) گيلانی و به تيرکمان تيرباران نمودنش (آن‌چه که شاه صفی کرد) و قتل‌عام قيام‌های دهقانی گيلان به دست مبارک شاه عباس «کبير»! غيرت است، تو عين غيرتی نارفيق!

اگر مهمان‌نوازی و دست خويش را پيش مهمان رو کردن و ظرفيت بالای فرهنگی در پذيرش و همزيستی با مهاجران از ارمنی و کرد و آذری گرفته تا فارس و روس و ترکمن و... بی‌غيرتی است، چه کسی بی‌غيرت‌تر از گيلک؟

و البته، آذری را خر خواند و لُر را بی‌فرهنگ دانستن و گيلک را بی‌غيرت ناميدن، تنها از تو بی‌غيرت برمی‌آيد که خود را مرکز و محور همه امور و قيم و ازمابهتران می‌دانی.

اصلا جایی که تو را باغيرت بنامند، بايد که من ِ گيلک را بی‌غيرت ناميد!

این مطلب كاملا از سایت  www.varg.ir  گرفته شده است.

+ نوشته شده توسط ماکان در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت 9:30 قبل از ظهر |
رشت بزرگ عزيز من

چگونه مي توانم حال و هواي خودم را توصيف كنم در حالي به مانند يك گنجشك قلبم در حال تپيدن بود و مغزم مستانه در حال گردش...

اينجا رشت است . و من گام بر زميني نهادم كه خدا به آن نظر كرده و به صورت اختصاصي آن را بنا نهاده...  رشت ... رشت بزرگ و عزيز من ... به چه بهايي تو را ترك كرده ام ...؟؟؟

اين عكس ها را خودم گرفتم... لطفا ساير عكس ها را در ادامه مطلب ببينيد...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ماکان در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 و ساعت 6:49 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM